سکه
رشد و فروش۱۰ دقیقه مطالعه

بازاریابی و روابط عمومی: دو کار متفاوت برای دو نفر متفاوت

تفاوت بازاریابی و روابط عمومی را در کسب‌وکار کوچک ببینید: هدف، مخاطب، معیار سنجش و چیدمان تیم رشد، همراه با چک‌لیست عملی تعریف مسئولیت‌ها.

آنچه در این مقاله می‌خوانید
  1. ۱.بازاریابی و روابط عمومی در یک نگاه: هدف، مخاطب و معیار
  2. ۲.چرا این دو در کسب‌وکارهای کوچک قاطی می‌شوند؟
  3. ۳.بازاریابی در کسب‌وکار کوچک چه مسئولیتی دارد؟
  4. ۴.روابط عمومی برای یک کسب‌وکار کوچک یعنی چه؟
  5. ۵.چیدمان تیم رشد: یک نفر، دو نفر یا پیمانکار؟
  6. ۶.چک‌لیست جدا کردن مسئولیت بازاریابی و روابط عمومی
  7. ۷.کجاها این دو باید دست به دست هم بدهند؟
  8. ۸.سکه چطور کار بازاریابی و روابط عمومی را ساده‌تر می‌کند
  9. ۹.جمع‌بندی: از کجا شروع کنید
  10. ۱۰.پرسش‌های متداول

در یک نگاه

  • بازاریابی تقاضا می‌سازد و روابط عمومی اعتماد؛ این دو یک کار نیستند و یک معیار هم ندارند.
  • در کسب‌وکار کوچک، رایج‌ترین خطا این است که پاسخ به مشتری ناراضی را همان کسی بدهد که کمپین فروش نوشته است.
  • قبل از استخدام، مسیر پاسخ‌گویی به شکایت را از کمپین جدا کنید و برای هرکدام مالک مشخص بگذارید.
  • اگر بودجه فقط برای یک نفر است، بازاریابی داخلی بماند و ارتباطات بحرانی به یک مشاور بیرونی سپرده شود.
  • دادهٔ درست مشتری و تاریخچهٔ گفت‌وگوها، تفاوت بین تصمیم حدسی و تصمیم آگاهانه است.

وقتی صحبت از رشد یک کسب‌وکار کوچک پیش می‌آید، عبارت «بازاریابی و روابط عمومی» معمولاً با هم گفته می‌شود؛ انگار یک بستهٔ واحدند و هر کس یکی را بلد باشد، آن یکی را هم بلد است. اما در عمل این‌ها دو کار متفاوت‌اند با دو هدف متفاوت: یکی باید تقاضا بسازد، دیگری باید اعتماد را نگه دارد.

این تفاوت آنجا روشن می‌شود که یک نفر را با عنوان «مسئول بازاریابی و روابط عمومی» استخدام می‌کنید. از او انتظار دارید هم کمپین فروش بنویسد، هم به مشتری عصبانی در دایرکت جواب بدهد، هم با تأمین‌کننده مذاکره کند و هم پست اینستاگرام بگذارد. چند هفته بعد معلوم می‌شود هر چهار کار نیمه‌کاره مانده است.

این مقاله کمک می‌کند مرز این دو را ببینید، برای هرکدام مسئولیت و معیار تعریف کنید و بدانید در کسب‌وکاری با دو یا سه کارمند، این چیدمان چه شکلی می‌شود.

بازاریابی و روابط عمومی در یک نگاه: هدف، مخاطب و معیار

بازاریابی به مخاطبی فکر می‌کند که هنوز ما را نمی‌شناسد و باید او را به خرید برسانیم. روابط عمومی به مخاطبی فکر می‌کند که ما را می‌شناسد و رفتار ما روی قضاوتش اثر می‌گذارد؛ مشتری قدیمی، کارمند، تأمین‌کننده، همسایهٔ واحد بغلی، انجمن صنفی.

برای همین معیار سنجش‌شان هم یکی نیست. بازاریابی را با سرنخ و سفارش می‌سنجند و روابط عمومی را با چیزهایی که سخت‌تر عدد می‌شوند: چند شکایت حل شد، چند مشتری برگشت، بعد از یک اشتباه چقدر اعتبارمان سالم ماند.

معیار مقایسهبازاریابیروابط عمومی
هدف اصلیساختن تقاضا و افزایش فروشساختن و حفظ اعتماد
مخاطب اصلیمشتری بالقوه‌ای که هنوز ما را نمی‌شناسدهر کسی که به ما دسترسی یا نفوذ دارد
واحد سنجشتعداد سرنخ، سفارش، هزینهٔ جذب مشتریشکایت‌های حل‌شده، بازگشت مشتری، اعتبار در محله یا صنف
افق زمانیکوتاه‌مدت و فصلیبلندمدت و انباشتی
خطای گرانخرج کردن بودجه روی مخاطب اشتباهسکوت یا پاسخ دیرهنگام در لحظهٔ بحران

یک جملهٔ کوتاه که خیلی چیزها را روشن می‌کند: بازاریابی در را باز می‌کند، روابط عمومی نمی‌گذارد در به روی مشتری بسته شود.

چرا این دو در کسب‌وکارهای کوچک قاطی می‌شوند؟

سه دلیل ساده دارد. اول، تعداد افراد کم است و کسی که همه‌کاره است، ناچار همه‌کاره هم می‌ماند. دوم، ابزارها این دو را در یک قالب نشان می‌دهند؛ در اینستاگرام هم کمپین تخفیف می‌گذارید، هم به شکایت جواب می‌دهید، پس به‌نظر می‌رسد یک کار است. سوم، صاحب کسب‌وکار بیشتر به فروش این ماه فکر می‌کند تا اعتبار سال آینده.

نتیجه‌اش این است که منطق فروش روی بحران اعمال می‌شود. مشتری می‌نویسد سفارشش ناقص رسیده و پاسخش این است: «الان طرح تخفیف داریم، دوباره سفارش بدهید.» این جمله ممکن است یک سفارش کوتاه دیگر بگیرد، ولی یک مشتری دائمی را می‌سوزاند.

بازاریابی در کسب‌وکار کوچک چه مسئولیتی دارد؟

بازاریابی مسئول ساختن تقاضاست: مشخص کند چه کسی مشتری ماست، چه چیزی به او عرضه می‌کنیم، از چه کانالی به او می‌رسیم و با چه قیمتی. خروجی این کار در نهایت باید در فروش دیده شود؛ وگرنه فعالیتی زیبا ولی بی‌اثر است.

در کسب‌وکاری با دو یا سه کارمند، بازاریابی معمولاً سه تصمیم روشن می‌خواهد: مخاطب اولیه چه کسی است، پیام اصلی چیست، و کدام کانال را می‌شود جدی گرفت. باقی کارها — طراحی، کپی، عکاسی — بعد از این سه تصمیم می‌آید.

سه معیار ساده برای سنجش بازاریابی

  • تعداد سرنخ یا سفارش تازه در ماه: بدون این عدد نمی‌دانید کدام کانال کار می‌کند.
  • هزینهٔ جذب هر مشتری جدید: مثلاً فرض کنید ماهی ۲ میلیون تومان صرف تبلیغ می‌کنید و ۲۰ مشتری تازه می‌آورید؛ یعنی هر مشتری ۱۰۰ هزار تومان هزینه داشته. این عدد را با حاشیهٔ سود هر فروش مقایسه کنید.
  • نرخ بازگشت مشتری: اگر همهٔ انرژی روی جذب باشد و کسی پیگیر بازگشت نباشد، هزینهٔ جذب هر ماه از نو پرداخت می‌شود.

روابط عمومی برای یک کسب‌وکار کوچک یعنی چه؟

روابط عمومی برای یک فروشگاه یا کارگاه کوچک، رپورتاژ گران یا گزارش خبری نیست. یعنی مدیریت رابطه با کسانی که به ما دسترسی دارند و حرفشان روی دیگران اثر می‌گذارد. بخش زیادی از این کار، همان پاسخ‌گویی روزمره است که در کسب‌وکارهای کوچک انجام می‌شود ولی اسم ندارد.

کارهایی که واقعاً در این دسته می‌گنجد

  • پاسخ به شکایت‌ها، با لحن انسانی و نه لحن فروش.
  • رابطه با صفحه‌های محلی، خبرنگار شهرستانی و ادمین گروه‌های صنفی.
  • رفتار با کارمندها؛ اولین جایی که خبر بد یا خوب یک کسب‌وکار منتشر می‌شود، داخل خودش است.
  • شفافیت هنگام اشتباه؛ مثلاً اعلام یک روز تعطیلی ناگهانی پیش از آنکه مشتری سر در بگذارد.
  • همکاری با کسب‌وکارهای هم‌جوار: کتاب‌فروشی و کافهٔ کنارش بیشتر از یک تبلیغ مشترک به هم کمک می‌کنند.

چیدمان تیم رشد: یک نفر، دو نفر یا پیمانکار؟

مسئلهٔ اصلی این نیست که حتماً دو نفر استخدام کنید؛ مسئله این است که بدانید کدام کار را به چه کسی سپرده‌اید و با چه معیاری می‌سنجید. چهار چیدمان رایج در کسب‌وکارهای کوچک ایران وجود دارد:

  • حالت اول؛ یک نفر با دو نقش: برای کسب‌وکار تازه‌کار که هنوز جریان فروش ثابتی ندارد مناسب است. شرط موفقیتش این است که معیارهای فروش و معیارهای پاسخ‌گویی جدا ثبت شوند، وگرنه همه‌چیز به سمت فروش می‌چرخد.
  • حالت دوم؛ دو نفر پاره‌وقت: یک نفر برای محتوا و کمپین، یک نفر برای پاسخ‌گویی و ارتباطات. وقتی حجم پیام‌ها و شکایت‌ها بالا می‌رود، این چیدمان به‌صرفه‌ترین است.
  • حالت سوم؛ بازاریابی داخلی و ارتباطات بیرونی: کار روزمرهٔ بازاریابی داخل می‌ماند و برای بحران، رونمایی محصول یا مذاکره با رسانه یک مشاور بیرونی می‌آید. برای فروشگاه‌ها و رستوران‌ها رایج است.
  • حالت چهارم؛ فقط مدیر: در فروشگاه‌های کوچک واقعیت همین است. حداقل کاری که باید بکنید تعیین یک «صاحب صدا» است؛ یعنی بدانید وقتی دو نفر پاسخ متناقض می‌دهند، حرف آخر را چه کسی می‌زند.

اگر بین حالت دوم و سوم مردد هستید، مقالهٔ مدیر بازاریابی تمام‌وقت یا پیمانکار؟ در همین تصمیم کمک می‌کند.

چک‌لیست جدا کردن مسئولیت بازاریابی و روابط عمومی

این شش قدم را می‌شود در یک جلسهٔ نیم‌ساعته انجام داد و در قالب یک صفحهٔ ساده نوشت:

  1. فهرست مخاطبان را بنویسید: مشتری بالقوه، مشتری قدیمی، کارمند، تأمین‌کننده، همسایه، صفحه‌های محلی. مقابل هرکدام مشخص کنید رابطه با او کار چه کسی است.
  2. مسیر شکایت را جدا کنید: مشخص کنید شکایت از کدام کانال می‌آید، چه کسی اول‌بار می‌بیند و حداکثر تا چه زمانی پاسخ داده می‌شود.
  3. یک صاحب صدا تعیین کنید: کسی که لحن نهایی برند را تعیین می‌کند و پیام‌های حساب‌های رسمی از او عبور می‌کند.
  4. تقویم‌ها را جدا کنید: کمپین‌ها تاریخ شروع و پایان دارند؛ کار ارتباطی تاریخ ندارد و همیشه جریان دارد. یک ستون جدا برای هرکدام بگذارید.
  5. گزارش ماهانه را دو بخشی کنید: یک صفحه برای اعداد فروش و سرنخ، یک صفحه برای بازخوردها و شکایت‌های حل‌شده.
  6. ماهانه بازبینی کنید: ببینید آیا موارد اورژانسی ارتباطی آن‌قدر زیاد شده که کمپین‌ها را بلعیده است یا برعکس.

کجاها این دو باید دست به دست هم بدهند؟

جدا کردن مسئولیت به معنی جدا کردن راه نیست. چند موقعیت هست که کار مشترک می‌طلبد: رونمایی محصول جدید، بحران و اشتباه علنی، همکاری با افراد تأثیرگذار، و مدیریت نظرات آنلاین.

قاعدهٔ عملی این است: بازاریابی پیام می‌سازد، روابط عمومی زمینه‌ای فراهم می‌کند که آن پیام شنیده شود. اگر برند در آن لحظه اعتبار نداشته باشد، بهترین کمپین هم نتیجه نمی‌دهد؛ این موضوع را در مقالهٔ تمایز برند و ریسک محافظه‌کاری مفصل‌تر نوشته‌ایم.

یک نکتهٔ اجرایی هم مهم است: وقتی سرنخ‌ها از کانال‌های مختلف می‌آیند، پیگیری دستی تقریباً همیشه چیزی را جا می‌گذارد. اتوماسیون پیگیری سرنخ‌ها دقیقاً برای همین نقطه است.

سکه چطور کار بازاریابی و روابط عمومی را ساده‌تر می‌کند

سکه ابزار تبلیغات نیست و قرار هم نیست جای روابط عمومی را بگیرد. کاری که می‌کند این است که داده و مسیر پاسخ‌گویی از دستتان نرود؛ یعنی همان چیزی که تفکیک این دو نقش را عملی می‌کند.

با باشگاه مشتریان سکه سابقهٔ خرید و رفتار هر مشتری را دارید، پس هم کمپین را به مخاطب درست می‌فرستید و هم می‌فهمید کدام مشتری قدیمی غایب شده و باید پیگیری شود. پاسخ‌گویی دایرکت اینستاگرام کمک می‌کند پیام‌ها و شکایت‌ها در یک مسیر مشخص دیده و پاسخ داده شوند، نه اینکه بین صدها پیام گم شوند. اگر کافه یا رستوران دارید، باشگاه مشتریان کافه و رستوران همین کار را با جزئیات مناسب این صنف انجام می‌دهد.

و همهٔ این‌ها کنار فروش، انبار و حسابداری در یک پنل است؛ می‌توانید از پلن رایگان شروع کنید و بعد تصمیم بگیرید کدام بخش برای شما اولویت دارد.

جمع‌بندی: از کجا شروع کنید

تفاوت بازاریابی و روابط عمومی در یک جمله: اولی تقاضا می‌سازد، دومی نگه می‌دارد. در کسب‌وکار کوچک لازم نیست حتماً دو نفر استخدام کنید، ولی لازم است بدانید هر تصمیم به نام چه کسی ثبت می‌شود و با چه معیاری سنجیده می‌شود.

قدم بعدی روشن است: یک صفحهٔ ساده بردارید و سه ستون بکشید — کار، مسئول، معیار. فهرست مخاطبان را بنویسید و برای هرکدام یک مسئول مشخص کنید. اگر شکایت مشتری و کمپین فروش در همان صفحه یک مسئول داشتند، اولین تصمیم اصلاحی‌تان همین است.

پرسش‌های متداول

تفاوت بازاریابی و روابط عمومی در یک جمله چیست؟

بازاریابی تقاضا و فروش می‌سازد و روابط عمومی اعتماد و اعتبار را حفظ می‌کند. معیار سنجش و افق زمانی این دو با هم فرق دارد، هرچند هر دو به یک کسب‌وکار خدمت می‌کنند.

آیا کسب‌وکار کوچک مثل سوپرمارکت محله هم به روابط عمومی نیاز دارد؟

بله، اما نه به شکل رپورتاژ یا گزارش خبری. پاسخ به شکایت، رابطه با مشتری قدیمی و رفتار با کارمندان و همسایه‌ها همان روابط عمومی روزمره است که در فروشگاه‌های کوچک هم اثر مستقیم دارد.

یک نفر می‌تواند هم بازاریابی و هم روابط عمومی را انجام دهد؟

بله، به شرطی که معیارها و مسیر پاسخ‌گویی از هم جدا باشند. مشکل معمولاً از کمبود نفر نیست، از این است که منطق فروش روی پاسخ به شکایت‌ها اعمال می‌شود.

کدام را اول باید راه بیندازیم؟

اول مسیر پاسخ‌گویی به شکایت و بازخورد را مشخص کنید، چون اعتبار برند پایهٔ هر کمپین است. بعد سراغ کمپین و جذب مشتری بروید.

چه زمانی باید ارتباطات را برون‌سپاری کنیم؟

وقتی حجم پیام‌ها بالا می‌رود یا وارد بحران و رونمایی محصول می‌شوید. برای کار روزمرهٔ محتوا معمولاً تیم داخلی به‌صرفه‌تر است.

ایدهٔ این مطلب از Do You Need a CCO or a CMO? گرفته شده و متن آن برای کسب‌وکارهای ایرانی از نو نوشته شده است.

آماده دیجیتال‌سازی کسب‌وکار خود هستید؟

با سکه از همین امروز شروع کنید — رایگان، بدون تعهد.